لغت نامه دهخدا
خوش قدو قواره. [ خوَش ْ / خُش ْ ق َدْ دُ / ق َ دُ ق َ رِ / رَ ] ( ص مرکب ) خوش قد. خوش قامت. متناسب القامه.
خوش قدو قواره. [ خوَش ْ / خُش ْ ق َدْ دُ / ق َ دُ ق َ رِ / رَ ] ( ص مرکب ) خوش قد. خوش قامت. متناسب القامه.
خوش قد خوش قامت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نظیر این گاهشماری را امیر تیمور قاجار در زمان محمدشاه قاجار، در کتاب «نصاب تبری» زیر عنوان «اسامی ماههای فرس» چنین یاد کرده است: سیوماه و کرچ و هره ماه تیر دگر هست مردال و شروین میر چه اونه ماهوار که ماه است و دی ز پی وهمن و هست نوروز اخیر پتک را بدان خسمه زائده به آئین هرگز صغیر و کبیر مازندرانیها نخستین روز هر ماه را «مارماه» مینامند و در سپیده دم آن در هر خانه مرد یا زن یا کودکی خوش قد پا به آستانه خانه میگذارد تا به آن خانواده، آن ماه تا آخرین روزهایش خوش بگذرد.
💡 اينجا بود كه يكدفعه به ياد حضرت قمر بنى هاشم افتادم و گفتم: يا باب الحوائج،از شما شفا مى خواهم و سپس نذر كردم اگر حضرت مرا شفا داد، تا زنده هستم هرسال، شب تاسوعا، گوسفندى قربانى كنم و با آن سفره اى براى حضرتاباالفضل العباس عليه السلام بيندازم. در عالم خواب ديدم آقايى لباس سبز پوشيدهو بسيار بسيار زيبا و خوش قد و قامت است، بالاى سرم ايستاده و مى فرمايد: تو خوبشدى. گفتم: آقا، ميرزا غلامحسين حكيم گفته است تو مى ميرى ! فرمود: نه تو خوبشدى ! ناگهان ديدم گويا ديوار شكافته شد و ايشان از اتاق خارج شدند. سپس چشمباز كردم و ديدم كه دردى در بدن خود احساس نمى كنم. چند دانه انار خوردم و به خواهرو مادرم گفتم: حضرت ابوالفضل عليه السلام مرا شفا داده است !