خوش سیمائی
مترادفها
زیباروی، خوشچهره، خوشقیافه
متضادها
زشت، بدریخت
لغت نامه دهخدا
خوش سیمائی. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( حامص مرکب ) خوش صورتی. ملاحت. نکوصورتی.
جمله سازی با خوش سیمائی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرو بالای ماه سیمائی خوش کشیدن ببر هوس دارم