خوش لحنی
مترادفها
خوشآهنگ، خوشصدا، دلنشین
متضادها
ناهنجار، بد آهنگ، ناخوشایند
لغت نامه دهخدا
خوش لحنی. [ خوَش ْ / خُش ْ ل َ ] ( حامص مرکب ) خوش آوازی. خوش آهنگی. خوش صدایی.
فرهنگ فارسی
خوش آوازی خوش آهنگی
جمله سازی با خوش لحنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نی بلبل خوش لحنی نی طوطی خوش رنگی نی فاختهٔ طوقی نی در چمن مایی
💡 به خوش لحنی زبان مگشای کامروز سرود بزم گلبانگ کلاغی ست
💡 معلمی که برخورد خوش لحنی با دانشآموزان خود دارد، میتواند محیط کلاس را از تنشهای آموزشی دور کرده و یادگیری را لذتبخشتر سازد.
💡 در هنگام مذاکرات دشوار، فردی که خوش لحنی خود را حفظ کرده و با آرامش صحبت میکند، شانس بیشتری برای رسیدن به توافق دارد.
💡 موسیقی متن این فیلم با آن لحن خوش و خوش لحنی خاص خود، توانسته است احساسات عمیقی را در قلب بینندگان در سراسر جهان برانگیزد.