لغت نامه دهخدا
( خوش آینده ) خوش آینده. [ خوَش ْ / خُش ْ ی َ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) پسندیده. مطبوع. محبوب. || جمیل. ظریف. لطیف. نفیس.زیبا. || مقبول. موافق. ( ناظم الاطباء ).
( خوش آینده ) خوش آینده. [ خوَش ْ / خُش ْ ی َ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) پسندیده. مطبوع. محبوب. || جمیل. ظریف. لطیف. نفیس.زیبا. || مقبول. موافق. ( ناظم الاطباء ).
( خوش آینده ) ( صفت ) مطبوع مقبول پسندیده.
💡 بید بی سرو خوش آینده نباشد در باغ آری آزادگیی لازمهٔ مجنون است
💡 سیه خانه ای دید ناگه ز دور خوش آینده چون خال بر روی حور
💡 ماه هرچند خوش آینده نباشد در روز حسن مهتابی دلدار تماشا دارد
💡 چو دید آن خوش آینده خوب چهر که بردی ازو رنگ و رخسار مهر
💡 علم و هنر آب چشمه توفیق است در ظرف سفال آب خوش آینده تر است
💡 جویا به روز ابر خوش آینده است می سرمست باش شد چو رخش در نقاب خط