خوردن و شکستن

لغت نامه دهخدا

خوردن و شکستن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ن ُ ش ِ ک َ ت َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) عشرت کردن. خوش خوردن. ( یادداشت مؤلف ): امیر عمرو را دستوری داد تا به خوردن و شکستن مشغول شد. ( تاریخ سیستان ).
گوید از عمر و ز شادی چه بود خوشتر
مکن اندیشه ز فردا بخور و بشکن.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

عشرت کردن خوش خوردن

جمله سازی با خوردن و شکستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از خصوصیات اخلاقی پوآرو، می‌توان به مرتب و منظم‌بودن بیش از حد او، نیز به علاقه‌مندی زیاد او به غذا و غذا خوردن و همچنین تنفر از وسائل مربع شکل یا زاویه‌دار اشاره کرد.

💡 برداشتن خاک از قبور اولیا، شهدا و خوردن و مالیدن آن بدن توسط علمای دیوبندی حرام اعلام شد.

💡 سـفـارتـخـانـه حـالا در هـر جـا كـه دسـت رويش مى گذارند فاسد است، هر جا كه دست مىگـذارنـد جـز خوردن و خوراك و جز تفريح و فحشا چيزى در آن نيست. اينها بايد اصلاحشود، اين نمى شود كه

💡 خوش است از لبت این فصل نغمه اشنفتن نبیذ خوردن و رندانه پیش هم خفتن

💡 صفای عشق طلب کن که نقشبند وجود برای خوردن و خوابیدن این بنا نگذاشت

💡 هم چنين درباره زيادى خوردن و شكم بارگى وى داستان هاى فراوانىنقل شده است كه مشابه آن را در ديگران كمتر مى توان تصور كرد.