خوران خوران

لغت نامه دهخدا

خوران خوران. [ خوَ خوَ / خ ُ خ ُ ] ( ق مرکب ) در حال خوردن. در حال اکل یا شرب. در حال خوردن یا نوشیدن: نان بخوردند و باز دست بشراب بردند و خوران خوران می آمدند تا خیمه مسعود. ( تاریخ بیهقی ). برنشسته خوران خوران بکوی عباد گذر کرد. ( تاریخ بیهقی ).

فرهنگ فارسی

در حال خوردن در حال اکل یا شرب

جمله سازی با خوران خوران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تنگه خوران یا تنگه قشم تنگه باریکی است که جزیره قشم را از سرزمین اصلی ایران جدا می‌کند. این تنگه همسایه بسیار کوچکتر تنگه هرمز است. خور خوران در مجاورت این تنگه قرار دارد.

💡 از محصولات کشاورزی معروف آن می توان به گوجه خوران و انگور سیاهگل اشاره کرد.

💡 در میان باده خوران برکنار مطربان ارغنون بین رود بین طنبور بین مزمار بین

💡 میر میراث خوران هم نشوم تا گویم مردم از جور بمیرند که من میر شوم

💡 خاک خوران ز فلک خواری بینند چو خاک خاک بر سر همه را هیچ مگو تا بینند

💡 مراسم شاه بازی یا میر نوروزی، مراسم عسلی روغن خوران، طاب بستن، قلعه سوزانی و … سایر مراسم روستا بوده‌است که امروزه کمتر اجرا می‌شود.

کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز