خودسری کردن
مترادفها
خودرأیی کردن
متضادها
فرمانبرداری کردن، مطیع بودن
لغت نامه دهخدا
خودسری کردن. [ خوَدْ / خُدْ س َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) لجاج کردن. خیره سری کردن. استبداد ورزیدن.
فرهنگ فارسی
لجاج کردن خیره سری کردن
جمله سازی با خودسری کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کارهای عامدانه و هوشمندانه شاه تهماسب یکم و شاه عباس یکم در کاهش باورهای صوفیانه، برای کنترل کردن خودسریهای سران قزلباش در این روند نقش بسیاری داشت.