لغت نامه دهخدا
خوب و بد کردن. [ ب ُ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گزیدن. به گزینی کردن. انتخاب کردن. اختیار. اجتباء. گزیدن خوبها و رد کردن بدها. غث و سمین کردن. جید را از ردی جدا کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خوب و بد کردن. [ ب ُ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گزیدن. به گزینی کردن. انتخاب کردن. اختیار. اجتباء. گزیدن خوبها و رد کردن بدها. غث و سمین کردن. جید را از ردی جدا کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
گزیدن به گزینی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روی تو خوب و خوی تو بد، این ستوده نیست ای روی خوب، شرم نداری ز بد خوی؟
💡 از فیلمهای معروف او میتوان به بازی در فیلم نقشه بازی، خانواده استون، مبارزه، اعمال خوب و نانسی درو اشاره کرد.
💡 شوق که باقی بود، یار چه خوب و چه زشت؟ دوست چو ساقی بود، باده چه صاف و چه درد؟
💡 نتيجه توحيد، استغفار و ايمان، زندگى خوب و حيات طيبه دنيوى است
💡 جمله بنشینند با هم خوب و برخیزند خوش چون به پیش در رسند از همدگر رم میکنند
💡 67 - و از ميوه هاى درختان نخل و انگور مسكرات (ناپاك ) و روزى خوب و پاكيزه مىگيريد در اين روشنى است براى جمعيتى كه انديشه مى كنند.