خواهر شوی

لغت نامه دهخدا

خواهرشوی. [ خوا / خا هََ ] ( اِ مرکب ) خواهر زوج. خواهرشوهر. حَنّة. رجوع به خواهرشوهر شود.

فرهنگ فارسی

خواهر زوج خواهر شوی

جمله سازی با خواهر شوی

💡 شوی مهین دخت شاه عصمت دولت آن که بود با عفاف خواهر توام

💡 به مردی شوی در دم اژدها کنی خواهران را ز ترکان رها

💡 گفت زن گر جمال خواهر من بنگری ساعتی شوی الکن