لغت نامه دهخدا
( خواب آشفته ) خواب آشفته. [ خوا / خا ب ِ ش ُت َ / ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خواب پریشان. رؤیای ناراحت کننده. اضغاث احلام. ( یادداشت بخط مؤلف ).
( خواب آشفته ) خواب آشفته. [ خوا / خا ب ِ ش ُت َ / ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خواب پریشان. رؤیای ناراحت کننده. اضغاث احلام. ( یادداشت بخط مؤلف ).
( خواب آشفته ) خواب پریشان رویای ناراحت کننده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همش باز فرما که تعبیرچیست؟ مرا خواب آشفته از بهر کیست؟
💡 اگر یک زمان خویش را خفته دید روانش همی خواب آشفته دید
💡 جان محال است که در جسم بود فارغبال خواب آشفته بود مردم زندانی را
💡 خوش اثر کرد سر زلف تو زنجیر جنون شد خواب آشفته ما را که تو تعبیر نکردی