لغت نامه دهخدا
خنگ کردن. [ خ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خر کردن. گیج کردن. بلید کردن. موجب کندذهنی شدن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خنگ کردن. [ خ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خر کردن. گیج کردن. بلید کردن. موجب کندذهنی شدن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خر کردن گیج کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرچند هرژه خواست تنتن را به آمریکا بفرستد واله به وی سفارش کرد ماجرای داستان را در زمینهٔ کشور اتحاد شوروی بیافریند، تا پروپاگاندایی ضد سوسیالیستی برای کودکان باشد. نتیجهاش تنتن در سرزمین شوراها بود که در [نشریهٔ] لو پتی ونتیم از ژانویه ۱۹۲۹ تا مه ۱۹۳۰ سریال سازی گردید. آقای واله با محبوبیتی که در بلژیکِ فرانسوی زبان داشت یک نمایشگاه دستاورد در ایستگاه گار دو نور برگزار کرد و سپس چاپ آن را (که تاکنون در پوشش روزنامه یا مجله بود. م) در قامت کتاب سازمان داد. محبوبیت داستان سبب افزایش در فروشها گردید، بنابراین آقای واله برای هرژه دو دستیار اختصاص داد. تحت ریاست واله، در ماه ژوئن هرژه آغاز به سریال کردن دومین داستانش تنتن در کنگو نمود، که به جهت تشویق و تشجیع احساسات استعماری بر ضد کنگوی بلژیک طراحی گردید. [این داستان] در سبکی قیم مآبانه نگاشته شد که کنگوییها را به سان خنگهایی بچه-مانند توصیف نمود؛ در دهههای بعد [این داستان] با اتهام نژادپرستی روبرو گردید، اما در زمان خودش بحثبرانگیز نبود و محبوبیتی داشت و نمایشگاههای بیشتری به جهت افزایش فروشها برگزار شدند.