لغت نامه دهخدا
خنگ و خرف. [ خ ِ گ ُخ ِ رِ ] ( ترکیب عطفی ) بلید. کندذهن. نافهم. خرفت.
خنگ و خرف. [ خ ِ گ ُخ ِ رِ ] ( ترکیب عطفی ) بلید. کندذهن. نافهم. خرفت.
بلید کند ذهن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه شیرانند بر جا و نه گوران نه چندانی سپاه و خنگ و بوران
💡 بیفتادند خنگ و شاه با هم چو بسته گشته چرخ و ماه با هم
💡 بسا اسپ سیاه و مرد برنا که گشت از گَرد، خنگ و پیر سیما
💡 منم سوار سخن گرچه نیستم در زین ز درگه ملکان خنگ و ابرش و ابلق
💡 پرچم خنگ وی از طره حورا سازند بیرق رمح وی از کله قیصر گیرند
💡 سواریست عمر از جهان در گریز عنان خنگ و شبرنگ را داده تیز