خموش گشتن

لغت نامه دهخدا

خموش گشتن. [ خ َ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) ساکت شدن. سکوت کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ): چون سلطان خموش گشت گفت سلطان بفرماید شنیدن. ( نوروزنامه خیام ).

فرهنگ فارسی

ساکت شدن سکوت کردن

جمله سازی با خموش گشتن

💡 لب زخمم خموش از شکوه خواهد گشتن آن روزی که شکّر خنده، شوری در نمکدان تو اندازد

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
معشوق یعنی چه؟
معشوق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز