نشان گذاری
مترادفها
علامتگذاری، نشانهگذاری
متضادها
پاک کردن، محو کردن
لغت نامه دهخدا
نشان گذاری. [ ن ِ گ ُ ] ( حامص مرکب )نشانه گذاری. علامت نهادن. رجوع به نشانه گذاری شود.
فرهنگ فارسی
نشان گذاری. علامت نهادن.
فرهنگستان زبان و ادب
{tagging} [حمل ونقل دریایی] عملی که به واسطۀ آن کشتی یا بار کشتی را متمایز سازند؛ این عمل یا ازطریق چسباندن برچسب بر روی کالا یا ازطریق تزریق دِنای مصنوعی به خَن کشتی حاصل می شود
جمله سازی با نشان گذاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگرچه ۱۵ اوت تاریخ واقعی است که بحرین استقلال خود را از بریتانیا به دست آورد، این پادشاهی آن تاریخ را جشن نمیگیرد یا نشان گذاری نمیکند. در عوض، این دولت هر ساله ۱۶ دسامبر را به عنوان روز ملی جشن میگیرد که مصادف با روزی است که امیر فقید عیسی بن سلمان آل خلیفه به سلطنت رسید. به این ترتیب، ۱۶ دسامبر یک تعطیلی ملی است و معمولاً با نمایش آتش بازی جشن گرفته میشود. این جشن معمولاً در پیست بینالمللی بحرین برگزار میشود.
💡 (*) فهرستهای نشان گذاری شده، جایگاه بندی نشدهاند.