خلاف بری

لغت نامه دهخدا

خلاف بری. [ خ ِ / خ َ ف ِ ب َرْ ری ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بید. درخت بید. بید مطلق. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

بید درخت بید

جمله سازی با خلاف بری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر من ز عرض پاک گمانی همی بری ترسم که چون ببینی باشد خلاف آن

💡 دل چو آئینه کن ززنگ بری تا ببینی خلاف دشمن و دوست

لس شدن یعنی چه؟
لس شدن یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز