خل خمر

لغت نامه دهخدا

خل خمر. [ خ َل ْ ل ِ خ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سرکه انگور و آنرا خل خمر بدان جهت گویند که مادام که خمر نشود، سرکه نمیگردد. ( ناظم الاطباء ). سرکه انگور. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

سرکه انگور و آنرا خل خمر بدان جهت گویند که مادام که خمر نشود سرکه نمی گیرد.

جمله سازی با خل خمر

💡 و گفت: دنیا خمر شیطان است. هرکه از آن مست شد هرگز به هوش بازنیاید مگر -در میان لشگر خدای- روز قیامت، در ندامت و خسران.

💡 310-  و يزيد رجل فاسق شارب خمر قاتل النفس معلن بالفسق. الفتوح، ص826، بحارالانوار، ج 44 ص 325.)

💡 تا تو بدی کنی به دل آید ز پیش تو زیرا که باده شهوت خمر و خمار نیست

💡 به عمر خویش ندیدم من این چنین علوی که خمر می‌خورد و کعبتین می‌بازد

💡 روزى يكى از منافقين به حضرت ابوالحسن، امام رضا عليه السلام عرضه داشت:بعضى از شيعيان و دوستان شما خمر (شراب مست كننده ) مى نوشند؟!

💡 ميزبان - اين خانه ها مربوط به دوستان ما بود كه: يكى از اشخاص ظالم آنها را خريدهو براى خمر فروشى و خمر سازى اختصاص داده است، و خانه ما را نخريدند.

پیل یعنی چه؟
پیل یعنی چه؟
دِرَن یعنی چه؟
دِرَن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز