لغت نامه دهخدا
خط از قلم ریختن. [ خ َ اَ ق َ ل َ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از مرقوم شدن. ( آنندراج ).
خط از قلم ریختن. [ خ َ اَ ق َ ل َ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از مرقوم شدن. ( آنندراج ).
کنایه از مرقوم شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حوالت شد به خط از زلف پاس آن لب میگون که هرگز بی سیاهی چشمه حیوان نمی باشد
💡 این خط از شهر لندن شروع شده و در شهر برایتون اند هوو به پایان میرسد.
💡 این خط از باغستان به نام ایستگاه باغستان در محله باغستان غربی آغاز و در ایستگاه شهید سلطانی (کرج - پل فردیس) به پایان میرسد.
💡 سخا و فضل و شجاعت ز تو جدا نشود چو جان ز لفظ و خط از حرف و مرکز از پرگار
💡 وقت خط از آه آتشبار من اندیشه کن پیش مرگ شعله همچو خار و خس خواهی شدن
💡 دبیر حشر ز اعمال من شمار چه گیرد که شسته است خط از نامه انفعال گناهم