خشت فروش
لغت نامه دهخدا
خشت فروش. [ خ ِ ف ُ ] ( نف مرکب مرخم ) آنکه خشت فروشد. لبان.
جمله سازی با خشت فروش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خوش تر آن است که بر باد دهیمش چو غبار، سر ما گر نشود خشت خم باده فروش
💡 گرفت ازسرخم خشت پیر باده فروش چراغ عیش برون آمد از ته سرپوش
💡 بازار بزرگ سمنان، در حدود ۱۸۰ سال قبل، در آغاز پادشاهی دودمان قاجاریه ساخته شد. بازار سمنان که به سبک معماری کهن ایرانی با سقفهای خشتی و آجری، متناسب با وضعیت آب و هوای خاص منطقة کویری ساخته شده تا امروز بزرگترین مرکز خرید و فروش کالاهای تجارتی است. در گذشته، بازار عمومی شهر متشکل از راسته بازار و بازار شیخ علاءالدوله ( بازار مردهها ) بودهاست.
💡 در این دوره، در حدود ۷۰۰۰ سال پیش از میلاد، دهقانان و چوپانانی در جلگههای حاصلخیز پیرامون هندوکُش زندگی میکردند. این مردمان صنعت ابتدائی خانهسازی با خشت خام و سفالگری را با خود به همراه آوردند و بعدها، در عصر مس (Chalcolithic)، از فروش لاجورد (Lapis lazuli) که در سواحل و بستر رودخانهها مییافتند و تجارت آن به کشورهای اولیه باختری از طریق فلات ایران و میانرودان ثروتمند میشدند.