لغت نامه دهخدا
خشت شاهی. [ خ ِ ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) عصای سلطنتی. ( یادداشت بخط مؤلف ):
یکی خشت شاهی پر ماز و پیچ
بکف داشت وز رنج نابود هیچ.اسدی.
خشت شاهی. [ خ ِ ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) عصای سلطنتی. ( یادداشت بخط مؤلف ):
یکی خشت شاهی پر ماز و پیچ
بکف داشت وز رنج نابود هیچ.اسدی.
عصای سلطنتی
💡 نادر شاه در هنگام حیات خود دستور ساخت آرامگاهی کوچک در بالاخیابان مشهد داد. این آرامگاه کوچک در سال 2282 شاهنشاهی در مجاور چهارباغ شاهی و روبروی حرم امام رضا از خشت و گل ساخته شد. زمینهای اطراف آرامگاه نیز به عنوان موقوفه به آن اختصاص یافت اما پس از پایان حکومت جانشینان نادر بر خراسان، ورثه او این زمینها را به تدریج فروختند و آرامگاه رو به ویرانی نهاد.
💡 بارو یا حصار توس دیوار عظیمی از خشت و گل است که حدود ۶ کیلومتر بر گرد شهر تابران کشیده شده و امروزه در ۲۴ کیلومتری شمال شهر مشهد واقع است. این بخش از شهر در زمان رونق خود دارای ۹ دروازه و ۱۰۶ برج بوده و در حال حاضر ۴ دروازه آن قابل تشخیص است. کهن دژ در گذشته شامل ابنیه حکومتی و عمارات شاهی و… بودهاست.