خس و خارنما

لغت نامه دهخدا

خس و خارنما. [ خ َ س ُ ن ُ / ن َ ] ( نف مرکب ) بشکل خار. بشکل خس:
گلی از باغ وفا آمده ای
خود خس و خارنما آمده ای.خاقانی.

فرهنگ فارسی

بشکل خار بشکل خس

جمله سازی با خس و خارنما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دلم، شب بر خس و خاشاک کویش تا سحر غلتد چو آن شبنم که درگلزار، برگلهای تر غلتد

💡 خس و خاشاک می‌سوزی درون خویش می‌جوشی کنون ما را شدی روزی بیا خود را به تو سوزم

💡 میندیش از غم عالم چو با عشق آشنا گشتی که آتش خود زراه خود خس و خاشاک بر گیرد

💡 حزین این بوستان را از خس و خار کهن خالی به برق ناله های آشیان پرداز گرداندم

💡 به راستى تفسير الميزان توانست زلال معارف قرآنى را در ساغر پيراسته خود بريزدو از خس و خاشاك انديشه هاى حيران و توهمات سرگردان منزه بدارد تا به كام تشنهكامان رسانيده، صفحه زرين حقيقت را در جان آنان ورق بزند.

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
دهش یعنی چه؟
دهش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز