خس السلاطه

لغت نامه دهخدا

خس السلاطه. [ خ ُس ْ سُس ْ س َ ] ( ع اِ مرکب ) طلحسقوق. کاسنی صحرائی. هندباء بری. یعیضه.( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به کاسنی صحرائی شود.
خس السلاطه. [ خ ُس ْ سُس ْ س َ طَ ] ( ع اِ مرکب ) طلحسقوق. کاسنی صحرائی. هندباء بری. یعضیه.( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به کاسنی صحرائی شود.

فرهنگ فارسی

طلحسقوق کاسنی صحرائی

جمله سازی با خس السلاطه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 685 - عن ابى عبدالله عليه السلام فى حديثقال: ان الحياء و العفاف و العى اعنى عن اللسان لاعى القلب من الايمان و الفحش والبذاء و السلاطه من النفاق.

💡 678 - قال ابو عبدالله عليه السلام: ان الفحش و البذاء و السلاطه من النفاق.

کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز