لغت نامه دهخدا
خروس بی هنگام. [ خ ُ س ِ هََ / هَِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خروس که نه بوقت خواند. ( مجموعه مترادفات ). خروس بی محل. || آنکه کاری را در غیر موقع خود انجام دهد یا حرف بی موقع زند. خروس بی محل. ( از آنندراج ).
خروس بی هنگام. [ خ ُ س ِ هََ / هَِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خروس که نه بوقت خواند. ( مجموعه مترادفات ). خروس بی محل. || آنکه کاری را در غیر موقع خود انجام دهد یا حرف بی موقع زند. خروس بی محل. ( از آنندراج ).
خروس که نه بوقت خواند خروس بی محل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر بوالهوس به بزم خموشان نفشکشد همچون خروس بیمحلش سر بریدنست
💡 در چمن بی گل رخت ما را هست بلبل خروس بیهنگام
💡 وقت ما خوش بود چون صبح خروس بی تو ناخوش گشت چون شام مگس