خرده برده

لغت نامه دهخدا

خرده برده. [ خ ُ دَ / دِ ب ُ دَ / دِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) سرّ. راز، چون: خرده برده پیش کسی نداشتن؛ یعنی اسراری که ترس از اشاعه آن باشد نزد کسی نداشتن. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

سر راز

جمله سازی با خرده برده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدو گفت روزی که ای خرده جوی به دانش ز اقران خود برده گوی

💡 (اگر در روز هى يخى بندان، روى آستانه پنجره خود براى پرندگان خرده نانبريزيد، ملاحظه خواهيد كرد كه در وجود آن ها، بين ترس و گرسنگى،جدال و كشمكش سختى درگير است متدرجا پرندگانى كه جسورترند، به سمت خرده هاىنان حمله برده، به شتاب بر مى گردند.

💡 کاشی و آجرت به هر خرده مال قارون به دم فرو برده

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز