خرد و خمیر شدن

لغت نامه دهخدا

خرد و خمیر شدن. [ خ ُ دُ خ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) سخت خردشدن. خرد و خاکشی شدن. بقطعات بسیار ریز خرد شدن.

فرهنگ فارسی

سخت خرد شدن خرد و خاکشی شدن

جمله سازی با خرد و خمیر شدن

💡 ببر از خویش چنانم که دگر هیچ ندانم که مرا بند ره آمد خرد و علم و شهامت

💡 پذرفت پدر که سخت کوشد کالا خرد و درم فروشد