لغت نامه دهخدا
خراج خواستن. [ خ َ خوا / خا ت َ ] ( مص مرکب ) تقاضای خراج کردن. خواستن خراج:
آتش بیار و خرمن آزادگان بسوز
تا پادشه خراج نخواهد خراب را.سعدی ( بدایع ).
خراج خواستن. [ خ َ خوا / خا ت َ ] ( مص مرکب ) تقاضای خراج کردن. خواستن خراج:
آتش بیار و خرمن آزادگان بسوز
تا پادشه خراج نخواهد خراب را.سعدی ( بدایع ).
تقاضای خراج کردن خواستن خراج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خواستن کدیه است، خواهی عشر خوان خواهی خراج