خدائی شدن
مترادفها
الوهیت یافتن، خداگونه شدن
متضادها
انسانی شدن
لغت نامه دهخدا
خدائی شدن. [ خ ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) خوب شدن. نیکو شدن: خدائی شد که فلان طور شد. خدائی شد که این کار شد یا آن کار نشد. خدائی شد که من نرفتم. خدائی شد که فلان نیامد یا فلان کار نشد. خدائی شد که گلوله دور از قلب و ریه خورد. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
خوب شدن نیکو شدن
جمله سازی با خدائی شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با تصدی منصب دیکتاتوری مادامالعمر[یادداشت ۶] مجموعهای از اصلاحات رادیکال اجتماعی و حکومتی را آغازید که به بازسازماندهی و متمرکز شدن بوروکراسی جمهوری انجامیدند. اقدامات او واکنش محافظهکاران جمهوریخواه (اپتیماتها) را در پی داشت بهطوریکه گروهی از سناتورها بهرهبری مارکوس یونیوس بروتوس، گایوس کاسیوس لونگینوس و دکیموس بروتوس توطئهای برضد او ترتیب داده و او را در نشست مجلس سنا در نیمه مارس ۴۴ پیش از میلاد ترور کردند. در ۴۲ ق. م، درست دو سال پس از قتلش، سنا او را رسماً به الوهیت شناخت و برای او مرتبهٔ خدائی قائل شد و بدینترتیب «خداوندگار یولیوس»[یادداشت ۷] نامیدهشد و هفتمین ماهِ تقویم رومی را، که او در آن بهدنیا آمده بود، «ژوئیه» نامیدند که برگرفته از نام کوچک او، ژولیوس، است. او همچنین پایهگذار تقویم شمسی جدیدی بهنام تقویم ژولینی بود که تا سدهها مورد استفادهٔ بسیاری از ملل بود.
💡 داستان رانده شدن هفائستوس همانند طرد یک فرزند خوانده از جانب زئوس و پرستاری او از جانب تتیس، گویای پیوند این روایت با اسطوره جانشینی است و گوئی هفائستوس خدائی است که آهنگ برانداختن زئوس را داشت.
💡 در ادبیات عرفانی، خدائی شدن به معنای فناء در ذات حق و رسیدن به مرتبهای از معنویت است که فرد دیگر خود را نمیبیند.
💡 برخی از سیاستمداران با استفاده از قدرت خود، رفتاری مشابه خدائی شدن در پیش میگیرند که منجر به خودخواهی و ظلم به دیگران میشود.
💡 مفهوم خدائی شدن در متون فلسفی به معنای دستیابی به کمالات الهی و پیوند میان روح انسان با حقیقت مطلق و هستی بسیار گسترده است.