لغت نامه دهخدا
خاک دیوار خوردن. [ ک ِ دی خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از قناعت کردن. ( آنندراج ).
خاک دیوار خوردن. [ ک ِ دی خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از قناعت کردن. ( آنندراج ).
کنایه از قناعت کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خاک دیوار فقر می لیسیم خصم حرصیم و دشمن آزیم
💡 خانهها از شکستگیها کرد خاک دیوار بر سر اسباب