خانه خالی کردن

مترادف‌ها

تخلیه کردن، خالی کردن

متضادها

پر کردن

لغت نامه دهخدا

خانه خالی کردن. [ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) منزل را تخلیه کردن. خانه را خالی کردن:
از بد و نیک خانه خالی کرد
با پریرخ سخن سگالی کرد.نظامی.

فرهنگ فارسی

منزل را تخلیه کردن خانه را خالی کردن.

جمله سازی با خانه خالی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از هنگامی که جدول مندلیف به وجود آمد خانه‌های خالی آن یکی پس از دیگری با کشف عناصر پر می‌شد و آخرین خانه خالی جدول در سال ۱۹۳۸ با کشف آکتینوم در پاریس پر شد.

💡 و رحجابی کنی از همنفسان شرم مدار خانه خالی کنم ارزانک هوایت باشد

💡 ببین که خانهٔ ایران پر است مشتی زن میا تو سرزده همسایه خانه خالی نیست

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته‌است می‌توان به خانه خالی اشاره کرد.

💡 مشکل بزرگ سیستم‌های تصفیه فاضلاب زیستی و پیچیده این است که اگر خانه خالی باشد، باکتری‌های سیستم فاضلاب ممکن است از گرسنگی بمیرند.

💡 چون خانه خالی است ز اغیار از چه باز پنهان شده ز پرده ببازار آمده

💡 پس از اینکه تمام اعضای خانواده برای رفتن به سفر تابستانی راهی شدند، احساس تنهایی عجیبی در خانه خالی کردن و تنها ماندن در آنجا داشتیم.

💡 وقتی همه دوستان برای برگزاری جشن بزرگ تولد از خانه خالی کردن و رفتن به محل مراسم اقدام کردند، محیط بسیار ساکت و خلوت شد.

💡 او پس از سال‌ها زندگی در این شهر، تصمیم گرفت با خانه خالی کردن و جابجایی وسایل، به روستای آرام پدر و مادرش بازگردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران