لغت نامه دهخدا
خان خر. [ ن ِ خ َ ] ( اِ مرکب ) کاروانسرای را گویند و آن را خان نیز نامند. ( فرهنگ جهانگیری ).
خان خر. [ ن ِ خ َ ] ( اِ مرکب ) کاروانسرای را گویند و آن را خان نیز نامند. ( فرهنگ جهانگیری ).
کاروانسرای را گویند و آنرا خان نیز نامند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پاسبان و نوبتی بر بام و در رای هندو خان چین بادا تو را
💡 سیم و زر را به مطربان میداد هرچه بودش ز خان و مان میداد
💡 بگفت ای کز خضر خان دشنه خوردی بنوش آب خضر تا زنده گردی
💡 غم و درد غریبی از کسی پرس که او از خان و مانی دور مانده ست
💡 خان عالیشان حسین آن خسرو عادل که هست افتخار آسمان و آسمان افتخار
💡 کارم اندر عشق مشکل میشود خان و مانم در سر دل میشود