لغت نامه دهخدا
خاطر جمع داشتن. [ طِ ج َ ت َ ] ( مص مرکب ) خیال راحت داشتن: در عالم صورت تو میروی اما در حقیقت من میروم. خاطر جمع دار. ( انیس الطالبین ص 206 ).
خاطر جمع داشتن. [ طِ ج َ ت َ ] ( مص مرکب ) خیال راحت داشتن: در عالم صورت تو میروی اما در حقیقت من میروم. خاطر جمع دار. ( انیس الطالبین ص 206 ).
خیال راحت داشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جواب داد که آسوده باش و خاطر جمع که آید آنکه ترا هجرش از توان انداخت
💡 - مژده....مژده.... كالاهاى شما در اين شهر مرغوب و كمياب است، مشتريان و خواهان بسياردارد، خاطر جمع باشيد، سود خوبى نصيب شما مى شود.
💡 هم چنين روزى - ظاهرا در بازار سامره - قصابى طلبه اى رادنبال كرده بود و مردم بدين خاطر جمع شده بودند و ازدحام شده بود، ايشان مى رسد وتقبل مى كند و ضامن مى شود و مى گويد: من ضامنم، ايشان را رها كنيد.
💡 - چگونه نترسم و چطور گريه نكنم و از عاقبت خود هراسان نباشم و به خودم و به مقامو منزلتم خاطر جمع باشم، در حالى كه حضرت يونس عليه السلام را(3) خداوندلحظه اى به خود واگذاشت و آمد بر سرش آنچه نمى بايست !(4)
💡 صید را اینجا خطر دارد تو خاطر جمعدار ای دل وحشی که این صیاد وحشیگیر نیست