لغت نامه دهخدا
خار در جگر شکستن. [ دَ ج ِگ َ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) بیقرار کردن. ( آنندراج ) ( مجموعه مترادفات ص 336 ). ایذاء کردن. ناراحت کردن.
خار در جگر شکستن. [ دَ ج ِگ َ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) بیقرار کردن. ( آنندراج ) ( مجموعه مترادفات ص 336 ). ایذاء کردن. ناراحت کردن.
بیقرار کردن. ایذائ کردن ناراحت کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خار در دیده ارباب هوس می شکند ورنه خط جوهر آیینه بینایی ماست
💡 خار در دیده بی پرده شبنم شکند از حیا چهره هر گل که نقابی دارد
💡 چو گل به بار بود همنشین خار بود چو در کنار بود خار در نمیگنجد
💡 خار در چشم خزان ریزد نسیم جلوه اش گر نپیچد شاخ گل سر از رضای بلبلان
💡 دوستانش را چون گل به بهاران نگریم دشمنانش را چون خار در آذر گیریم
💡 نیست راه خار در پیراهن عریان تنی شعله آفت سر از خاکستر سنجاب زد