فرهنگستان زبان و ادب
{connecting transport} [گردشگری و جهانگردی] جابه جا کردن مسافران از نقطه ای به نقطۀ دیگر برای برقراری ارتباط میان دو وسیلۀ نقلیۀ غالباً متفاوت
{connecting transport} [گردشگری و جهانگردی] جابه جا کردن مسافران از نقطه ای به نقطۀ دیگر برای برقراری ارتباط میان دو وسیلۀ نقلیۀ غالباً متفاوت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای انتقال نمونههای عفونی از روشهای مختلف، سازمان بهداشت جهانی قوانین مشخصی تبیین نمودهاست. همچنین انجمن بینالمللی حملونقل هوایی (یاتا) در مورد چگونگی حمل ونقل مواد عفونی قوانین سختگیرانهای تدوین نموده که در بیشتر کشورها مورد استفاده قرار میگیرد.
💡 با وجود همهٔ این اقدامات که در مسیر سرمایهداری به وجود آمده بود دستاوردهای انقلاب به کلی از بین نرفته بود. بانکها و موسسات حمل ونقل، صنایع سنگین وبازرگانی همچنان در دست دولت بود.