لغت نامه دهخدا
عورش. [ ع َ رَ ] ( اِخ ) ( یوم... ) یکی ازایام و جنگهای معروف عرب است. ( از معجم البلدان ).
عورش. [ ع َ رَ ] ( اِخ ) ( یوم... ) یکی ازایام و جنگهای معروف عرب است. ( از معجم البلدان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تن عورش از تابش آفتاب چو موم اندر آتش چو شکر در آب
💡 دل مسکین که می بینی ازینسان بی زر و زورش به کوی میکده کردند خوبان مفلس و عورش
💡 گدایی دلق خود داده به می نبود بجز شاهی که کرده دست تجرید از لباس سلطنت عورش
💡 نکورویی که نقد جان شهانش دربها داده، چسان بی زور و زر در خانه آرد عاشق عورش
💡 آه صبح است مگر نحل که بر شه ره غار عورش افکنده و عریان به خراسان یابم