برشت. [ ب ِ رِ ] ( ن مف ) برشته. چیزی را گویند که در روغن بریان کرده باشند. ( برهان ) ( هفت قلزم ). بریان. ( ضیاء ).
- نیم برشت؛ نیم تف داده. نیم برشته که در روغن گداخته یکی دو تاب دهند تا اندکی رنگ بگرداند نه چندانکه سرخ و برشته شود.
برشة. [ ب ُ ش َ ] ( ع اِ ) بَرَش. خجکهای سیاه یا سپید بر اسب بخلاف رنگ آن. || خجک ناخن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). و رجوع به برش شود.
نویسنده در اماتیک آلمانی ( و. آوسبورگ ۱۸۹۸ - ف. ۱۹۵۶ م. ) از آثار او [ اپرای گدایان ] و [ اپرای سه شاهی ] ( ۱۹۳۳ ) است.
برشته چیزیرا گویند که در روغن بریان کرده باشند.
برشت (آلمان). برشت ( به آلمانی: Brest ) یک شهر در آلمان است که در Harsefeld واقع شده است. برشت ۸۲۳ نفر جمعیت دارد.
برشت (بلژیک). شهر برشت ( تلفظ هلندی: ) در شهرستان آنتوئر در استان آنتوئر در منطقه فلاندری در کشور بلژیک واقع شده است.
برشت (رومانی). شهر برشت ( به رومانیایی: Bereşti ) در شهرستان گلتس در کشور رومانی واقع شده است. جمعیت این شهر ۳٬۹۲۶ نفر است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زده در شکنج مجمر به سپند طعن خامی تف سینه دانه دل، چقدر برشت، ما را
💡 دل به خار و خس مژگان، نم خونی می داد آخر از سینه تفسیده ام این دانه برشت
💡 مقاله دیدرو ء برشت ءآیزنشتیان رولان بارت
💡 یا نه گویی زال چرخ آن پنبهها یکسر برشت زانکه زالان را به عادت پنبهریسی هستکار
💡 برشت خود میگوید: «متن باید طنزآلود باشد… وظیفهٔ طنز طرح و توصیف اخلاقیات است. متن نباید احساسی یا اخلاقی باشد بلکه باید اخلاقیات و احساسات را نشان دهد.»
💡 غم آتشین عذاران نه چنان برشت ما را که ز خاک بردماند نفس بهشت ما را