لغت نامه دهخدا
حسین صباح. [ ح ُ س َ ن ِ ص َ ب ب ] ( اِخ ) ابن حسن صباح. به جرم قتل نفس به امر پدرش حسن صباح کشته شد. ( از حبیب السیر ).
حسین صباح. [ ح ُ س َ ن ِ ص َ ب ب ] ( اِخ ) ابن حسن صباح. به جرم قتل نفس به امر پدرش حسن صباح کشته شد. ( از حبیب السیر ).
ابن حسن صباح بجرم قتل نفس به امر پدرش حسن صباح کشته شد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با مطربان خوشگو شام و صباح باشد در گوشه حسینی عشاق را سماعی