حساب داشتن

لغت نامه دهخدا

حساب داشتن. [ ح ِت َ ] ( مص مرکب ) حساب داشتن با کسی؛ با او معامله نقد و نسیه و مانند آن داشتن. || حساب داشتن در یک شعبه بانک؛ حساب جاری یا پس انداز در آن بانک داشتن. || حساب نگاه داشتن:
حساب امشب وفردا به زلف او همی دارم
شمار ظلم و بیداد کسی برهم نمیگردد.نظیری ( ارمغان آصفی ).- حساب از خود داشتن؛ کنایه از مغرور بودن.
خاکساری پیش مغروران ندارد اعتباری
گر حسابی داری از خود در حساب ما مباش.سلیم طهرانی ( از ارمغان آصفی ).

فرهنگ فارسی

حساب داشتن با کسی حساب نگاه داشتن

جمله سازی با حساب داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ایراسکچ مبتنی بر وب است و این بدان معناست که کاربر می‌تواند بدون نصب این برنامه، فقط با استفاده از مرورگر اینترنتی به آن دسترسی داشته باشد. برای ایجاد پروژه یا مشاهده پروژه‌های موجود، نیازی به داشتن حساب کاربری در این تارنما نیست.

💡 داشتن شغل و قبولمسئوليت نه تنها وسيله امرار معاش و ادامه زندگى است بلكه خود مايه عز و شرفاجتماعى و از عوامل مؤ ثر اعتماد به نفس ‍ و اثبات شخصيت است. جوانى كه كار مى كند ورد آمد شخصى دارد، خود را مستقل و آزاد مى بيند و در باطن احساس سربلندى و افتخار مىكند، به خود حق مى دهد كه در جامعه اظهار وجود نمايد و خويشتن را به نام يك عضو مفيد ومؤ ثر اجتماع به حساب آورد.

جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز