لغت نامه دهخدا
حجر بحر. [ ح َ ج َ رِ ب َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حمداﷲ مستوفی گوید: سنگی سیاه و خشن است و به آب فرو نمیرود و بر کنار بحر میباشد و از اجزای لطیف ارضی و بخاری متولد است. ( نزهة القلوب ).
حجر بحر. [ ح َ ج َ رِ ب َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حمداﷲ مستوفی گوید: سنگی سیاه و خشن است و به آب فرو نمیرود و بر کنار بحر میباشد و از اجزای لطیف ارضی و بخاری متولد است. ( نزهة القلوب ).
سنگی سیاه و خشن است و باب فرو نمیرود و بر کنار بحر میباشد و از اجزای لطیف اراضی و بخاری متولد است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چرخ جهان بین، خرد بحر اوست لعل سخن گو، حجر کان اوست