لغت نامه دهخدا
حب منتن. [ح َب ْ ب ِ م ُ ت ِ ] ( اِ مرکب ) رجوع به حب المنتن شود.
حب منتن. [ح َب ْ ب ِ م ُ ت ِ ] ( اِ مرکب ) رجوع به حب المنتن شود.
💡 در حقیقت منتنی دارد به ارباب کرم هرکه بی منت به زیربار منت می رود
💡 در تفسير على بن ابراهيم نيز چنين ميخوانيم: خلقه من فطرة من ماء منتن فيكون خصيما متكلمابليغا: خداوند انسان را از قطره آب بدبوئى
💡 گونهٔ F.foetida در دامغان، بلوچستان، خراسان، شاهرود، میامی و سبزوار و در زرین دشت فارس شناسایی شده و زیر گونه دستهای است که آنغوزهٔ منتن بنام خراسان را میدهد.