حاکم عرف
مترادفها
حاکم عرفی
لغت نامه دهخدا
حاکم عرف. [ ک ِ م ِ ع ُ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حاکمی که از طرف دولت به ترافع و فصل خصومات و حکم پردازد. مقابل حاکم شرع.
فرهنگ فارسی
حاکمی که از طرف دولت بترافع و فصل خصومات و حکم پردازد مقابل حاکم شرع
جمله سازی با حاکم عرف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 «با پشتوانه قوانین واپسگرایانهٔ رژیم حاکم بر ایران انجام گرفته است. قوانینی که از خشونت خانگی و قتل ناموسی تا کودکآزاری و کودکهمسری را مجاز میشمارد یا تسهیل میکند، متعلق به قرن بیستویکم نیست. راه چاره، بازگشت به قوانین عرفی است.»
💡 بحر عرفان گرچه میآید به جوش حاکم شرعم همی گوید خموش
💡 در بسیاری از جوامع سنتی، حاکم عرف یا همان قواعد پذیرفته شده از سوی مردم، گاهی حتی از قوانین مکتوب نیز در حل و فصل اختلافات مؤثرتر است.
💡 قاضی باید در هنگام صدور حکم، توجه ویژهای به حاکم عرف و باورهای جمعی جامعه داشته باشد تا عدالت به شکلی مقبول و پذیرفتهشده اجرا گردد.
💡 تضاد میان قوانین دولتی و حاکم عرف میتواند منجر به چالشهای اجتماعی عمیقی شود که نیازمند تدبیر و مدیریت هوشمندانه از سوی مسئولان است.