حاضر و غایب کرد
لغت نامه دهخدا
حاضر و غایب کردن. [ ض ِ رُ ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خواندن اسامی جمعی برای تعیین حاضران و غایبان، چنانکه معلم شاگردان را و صاحب منصب سربازان را.
جمله سازی با حاضر و غایب کرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در آيات گذشته خوانديم كه خدا بحكم عالم الغيب و الشهادة بودن، از پنهان و آشكارمردم با خبر و همه جا حاضر و ناظر است.
💡 بی تکلف ته قدم در محفلم جویا که هست می مهیا و مغنی حاضر و تیار یار
💡 تو حاضر و ما طالب آخر چه حجاب است این در عینِ حضوری تو موقوف به جا کی نی
💡 خامه ام برده دل از حاضر و هم از غایب نرسد چون سخن من به دو عالم صایب
💡 ۳:همیشه خداوند بزرگ را حاضر و ناظربر اعمال خود میبینیم؛ و هرگز انسانیت را فراموش نمیکنیم.
💡 گر تو حق را همه جا حاضر و ناظر دانی آخر، ای خواجه، متاعی که نداری مفروش
💡 او در گزارش خود با دقت بسیار زیاد، لیست تمامی اعضای تیم را حاضر و غایب کرد تا مشخص شود چه کسانی در جلسه مهم امروز شرکت کردهاند.
💡 معلم در ابتدای کلاس با نگاهی سریع، لیست دانشآموزان را حاضر و غایب کرد تا از حضور همه آنها در این صبح زود و سرد زمستانی مطمئن شود.
💡 ناظر انتخابات با دقت تمام، لیست رایدهندگان را حاضر و غایب کرد تا از صحت فرآیند رایگیری و عدم تکرار رای توسط افراد در این مرکز انتخاباتی مطمئن شود.