لغت نامه دهخدا
جنسی کردن. [ ج َ ن َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) درمورد بچه، با هر ناملایم خرد بهانه گرفتن. بی تابی کردن و گریستن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به جَنَس شود.
جنسی کردن. [ ج َ ن َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) درمورد بچه، با هر ناملایم خرد بهانه گرفتن. بی تابی کردن و گریستن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به جَنَس شود.
💡 حرف زدن از بیماری ایدز در ایران با محدودیتهای اخلاقی و عرفی همراهاست. بحث و گفتگو دربارهٔ بلوغ، بهداشت جنسی و بیماریهای آمیزشی در خانوادهها محدود است. مبتلایان به ایدز همواره نگران واکنشهای جامعه بودهاند. ابراز ابتلا به این بیماری موجب «انگ اخلاقی» و طرد بیمار از خانواده، اطرافیان و جامعه میشود. این امر باعث پنهانکاری و مخفی کردن بیماری میگردد، بنابراین ایدز در خفا گسترش مییابد و کنترل بیماری را دشوار میکند.
💡 سوءاستفاده جنسی مجبور کردن یک فرد به انجام رفتار جنسیای است که میل به انجام آن را ندارد و توانایی مقاومت جسمی یا روحی و قانونی را به دلایل مختلف مانند ترس از فرد یا خانواده یا ترس از آبروریزی یا به خاطر حقالسکوت را دارا نمیباشد. هنگامی که اجبار، بیدرنگ، کوتاه مدت یا غیر مکرر باشد معمولاً به آن تجاوز جنسی گفته میشود. در مواقعی که آن شخص کودک باشد، نوعی کودک آزاری است. بهطور میانگین ۱۹–۲۰٪ زنان و ۸٪ مردان در دوران کودکی مورد آزار جنسی قرار گرفتهاند.