جلدی کردن

لغت نامه دهخدا

جلدی کردن. [ ج َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تصرم. ( تاج المصادر بیهقی ). تَجَلﱡد. جلدی نمودن:
به جنگ جلدی کردند لیکن آخر کار
به تیر سلطان بردند عمر خویش به سر.فرخی.... طاهر جلدی کرد و خردمندی چون گفته بود او معتمد است، قول او را خلاف نیاورد. ( تاریخ سیستان ).
ای برادر بیا و جلدی کن
... چو آنچنان بینی.خاقانی.قوم گفتندش مکن جلدی برو
تا نگردد جامه جانت گرو.مولوی ( مثنوی ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- چابکی کردن زرنگی کردن. ۲- شتاب کردن عجله کردن.

جمله سازی با جلدی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرخرگ بالاشکمی پایینی یکی از شاخه‌های سرخرگ تهیگاهی بیرونی است که در سمت داخل حلقهٔ عمقی مجرای کشاله ران قرار می‌گیرد و در طول مسیر خود به سمت بالا حرکت کرده و با سوراخ کردن نیام عرضی وارد غلاف عضلهٔ مستقیم شکمی شده و در حالیکه پشت این عضله قرار دارد، در حوالی ناف با سرخرگ بالاشکمی بالایی آناستوموز می‌شود. از این سرخرگ شاخه‌های جلدی قدامی برای دیوارهٔ شکم منشعب می‌شود.

💡 دوز تزریقی آن ۱/۰ میلی‌لیتر بوده که از محلول رقیق شده آن با آب فنیکه پنج در هزار که در این حالت به نام مالئین فنیکه گفته می‌شود استفاده می‌گردد. برای انجام آزمایش پس از مقید کردن حیوان به طریق لواشه زدن لب بالا یا گوش با یک دست، پلک پائین را در میان انگشتان شصت و سبابه ثابت نموده و همانند تزریق میان جلدی توبرکولین، تزریق تک دوزی انجام خواهد گرفت.

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز