لغت نامه دهخدا
جفت گیرنده. [ ج ُ رَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) جفت گیر. جفت جوی. جفت طلب. گشن خواه. به گشنی آمده.
جفت گیرنده. [ ج ُ رَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) جفت گیر. جفت جوی. جفت طلب. گشن خواه. به گشنی آمده.
جفت گیرنده جفت جوی جفت طلب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این گیرنده یکی از اعضای خانوادهٔ بزرگ «گیرندههای جفتشونده با پروتئین جی، ویژهٔ چسبندگی» است و در مونوسیتها، ماکروفاژها سلولهای دندریتیک و گرانولوسیتها بیان میشود.
💡 در سال ۲۰۱۲ میلادی، جایزه نوبل شیمی به دلیل پژوهشها در زمینه گیرنده جفتشونده با پروتئین جی، مشترکاً به وی و برایان کبیلکا تعلق گرفت.
💡 وی که به دلیل پژوهشهایش در زمینه گیرنده جفتشونده با پروتئین جی اشتهار یافته، استادتمام دانشگاه استنفورد است.
💡 جفت تصویر بعدی، نور قطبی دایرهای در سمت چپ و خلاف جهت عقربههای ساعت است که توسط گیرنده مشاهده میشود. از آنجایی که مولفه افقی سمت راست (نسبت به جهت حرکت) چپ دست است، اکنون به جای اینکه آن را هدایت کند، یک چهارم طول موج از مؤلفه عمودی عقب است.