لغت نامه دهخدا
جزر گرفتن. [ ج َ گ ِرِ ت َ ] ( مص مرکب ) جزر و مد گرفتن. به جزر درآمدن آب دریا. بازگردیدن آب دریا و فروشدن آن:
گر برود رود نیل بر در قدرش
از هنرش جزر گیرد از کرمش مد.منوچهری.
جزر گرفتن. [ ج َ گ ِرِ ت َ ] ( مص مرکب ) جزر و مد گرفتن. به جزر درآمدن آب دریا. بازگردیدن آب دریا و فروشدن آن:
گر برود رود نیل بر در قدرش
از هنرش جزر گیرد از کرمش مد.منوچهری.
یا جزر و مد گرفتن بجزر در آمدن آب دریا. باز گردیدن آب دریا و فرو شدن آن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناظری که به درون یک سیاهچاله شوارتزشیلد سقوط میکند (یعنی بدون بار و تکانه زاویهای) به محض اینکه از افق رویداد بگذرد دیگر نمیتواند در مقابل سرازیر شدن به سوی نقطه تکینگی جلوگیری کند. این ناظر میتواند تنها تا میزان محدودی زمان سقوطش را با سرعت گرفتن در جهت مخالف طولانیتر کند اما سرانجام به نقطه تکینگی سقوط خواهد کرد. زمانی که به این نقطه برسد به چگالی بینهایت برخورد میکند و جرم آن به جرم سیاهچاله افزوده میشود. البته پیش از این اتفاق در طی فرایندی که به اسپاگتی سازی یا اثر نودلی معروف است، اجزای وی بر اثر نیروهای جزر و مدی در حال گسترش از هم گسیخته میشود.
💡 ناظری که به درون یک سیاهچاله شوارتزشیلد سقوط میکند (یعنی بدون بار و تکانه زاویهای) به محض اینکه از افق رویداد بگذرد دیگر نمیتواند در مقابل سرازیر شدن به سوی نقطه تکینگی جلوگیری کند. این ناظر میتواند تنها تا میزان محدودی زمان سقوطش را با سرعت گرفتن در جهت مخالف طولانیتر کند اما سرانجام به نقطه تکینگی سقوط خواهد کرد. زمانی که به این نقطه برسد به چگالی بینهایت برخورد میکند و جرم آن به جرم سیاهچاله افزوده میشود. البته پیش از این اتفاق در طی فرایندی که به اسپاگتی سازی یا اثر نودلی معروف است، اجزای وی بر اثر نیروهای جزر و مدی در حال گسترش از هم گسیخته میشود.