لغت نامه دهخدا
جرعه یافتن. [ ج ُ ع َ / ع ِ ت َ ] ( مص مرکب ) آشام بدست آوردن. جرعه می طلبیدن:
خورشید خاک شد ز پی جرعه یافتن
آن دم که جام جام کشیدن بصبحگاه.خاقانی.
جرعه یافتن. [ ج ُ ع َ / ع ِ ت َ ] ( مص مرکب ) آشام بدست آوردن. جرعه می طلبیدن:
خورشید خاک شد ز پی جرعه یافتن
آن دم که جام جام کشیدن بصبحگاه.خاقانی.
آشام بدست آوردن جرعه می طلبیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با نصیب خویش قانع شو که نتوان بی نصیب جرعه آبی به اقبال سکندر یافتن