لغت نامه دهخدا
جرعه کشیدن. [ ج ُ ع َ / ع ِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) یک آشام آب یا شراب نوشیدن:
در پرده هر آن جرعه که چون ابر کشیدی
یک یک ز عذار عرق افشان تو گل کرد.صائب ( از آنندراج ).
جرعه کشیدن. [ ج ُ ع َ / ع ِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) یک آشام آب یا شراب نوشیدن:
در پرده هر آن جرعه که چون ابر کشیدی
یک یک ز عذار عرق افشان تو گل کرد.صائب ( از آنندراج ).
یک آشام آب یا شراب نوشیدن. خونین جگران را چه غم از ناز و نعیم است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفته بودی با تو در خواهم کشیدن جام وصل جرعهای ناخورده شمشیر جفا برداشتی