لغت نامه دهخدا
جرعه چشیدن. [ ج ُع َ / ع ِ چ َ دَ ] ( مص مرکب ) آشام چشیدن:
لاجرم درآن ظلمت از ظلم آن سیه دلان سالم مانده جرعه ای از آب حیات چشید. ( از ارمغان آصفی ).
جرعه چشیدن. [ ج ُع َ / ع ِ چ َ دَ ] ( مص مرکب ) آشام چشیدن:
لاجرم درآن ظلمت از ظلم آن سیه دلان سالم مانده جرعه ای از آب حیات چشید. ( از ارمغان آصفی ).
آشام چشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک جرعه ز جام عشق و سد جم کو صبر و لیک تا چشیدن