لغت نامه دهخدا
جبر کردن. [ ج َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جبران کردن. تلافی کردن. نقص و زیان مادی یا معنوی را برطرف کردن: بر حالت ببخشید و کسر حالت را بتفقدی جبر کرد. ( گلستان ).
جبر کردن. [ ج َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جبران کردن. تلافی کردن. نقص و زیان مادی یا معنوی را برطرف کردن: بر حالت ببخشید و کسر حالت را بتفقدی جبر کرد. ( گلستان ).
جبران کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 موارد مهمی وجود دارد که حقوق بینالمللی بشردوستانه در حمایت از غیرنظامیان، زندانیان، بیماران و مجروحان و محدود کردن استفاده از سلاحهایی که باعث صدمه جدی و غیرقابل جبران میشود، تفاوت بارزی ایجاد کردهاست.
💡 کرمزاده دانشآموخته کارشناسی ریاضی از دانشگاه تهران و کارشناسی ارشد و دکتری جبر از دانشگاه اکستر است. وی به علت تلاش برای عمومی کردن دانش ریاضی، موفق به کسب جایزهٔ ترویج علم ایران گردید. کرمزاده در سال ۱۳۸۴ بهعنوان چهرهٔ ماندگار کشور و در سال ۱۳۹۱ به عنوان استاد برجسته جایزه علمی علامه طباطبایی بنیاد ملی نخبگان معرفی شد.