جانشینی کردن

لغت نامه دهخدا

جانشینی کردن. [ ن ِ نی ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خلافت کردن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

خلافت کردن

جمله سازی با جانشینی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در این بین میرزا خلیل سلطان از رها کردن حکومت خودداری کرد و به همین خاطر پیر محمد ناگزیر شد تا برای به دست آوردن جانشینی که حق خود می‌دانست به زور متوسل شود. از طرفی چون سپاه و توان لازم را برای برخورد با خلیل سلطان نداشت، به همین خاطر حق جانشینی خود را به معین‌الدین شاهرخ که عمو و شوهر مادرش بود واگذاشت.

💡 واکنش جانشینی دوگانه (به انگلیسی: Salt metathesis reaction) واکنشی است که در آن دو گونه شیمیایی با هم مبادله می‌گردند؛ بدون اینکه پیوندها تغییری نمایند. به عبارت ساده‌تر، جای دو عنصر در ترکیب شیمیایی با هم عوض می‌شود. واکنش‌های رسوبی که در آنها مخلوط کردن محلول دو نمک به تشکیل یک نمک ناهمگن می‌انجامد، از مهم‌ترین واکنش‌ها در این دسته است. واکنش اسیدها با بازها هم از این دسته واکنش‌هاست.

💡 معاون رئیس‌جمهور کلمبیا اولین نفر در سیر جانشینی ریاست جمهوری است، او در صورت غیبت یا فوت، استعفا یا برکناری رئیس‌جمهور، جانشین او می‌شوند و دوره ریاست جمهوری را به پایان می‌رساند، طبق ماده ۲۰۲ قانون اساسی سال ۱۹۹۱، حتی قبل از اینکه رئیس‌جمهور زمام دفتر ریاست جمهوری را بدست بگیرد، پر کردن این خلأ بر عهده معاون رئیس‌جمهور است.

روزگار یعنی چه؟
روزگار یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز