جان بر دمیدن

لغت نامه دهخدا

جان بردمیدن. [ ب َ دَ دَ ] ( مص مرکب ) زنده کردن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

زنده کردن

جمله سازی با جان بر دمیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 3- در پذيرش الهى، جهاد با جان بر جهاد مالى مقدّم است. (انفسهم واموالهم )

💡 ز برق آه دل غافل مباش از سینه‌ام ای جان برون کش رخت خود امشب که این ویرانه می‌سوزد

💡 سوخت دل از داغ و داغم بار جانسوز آنچنان جان بر آمد از غم و غم همدم جانی هنوز

💡 و مسلم است كه اين پاداش فوق العاده يعنى اجر شهادت را به هر كسى كه مدّعى انتظارحضرت مهدى (عج ) است نمى دهند، بلكه بايد در كوران مصائب و مشكلات دينى آبديدهشود و همانند سربازان فداكار جان بر كف در راه ديندارى و دفاع از دين، استقامت و نبردكند تا پاداش شهيد بر او تعلق بگيرد.

💡 [۹] هندیجانی‌های جان بر کف جلوی او را گرفتند و اجساد کشته‌های اردوی او را، پای قلعه ریختند.

💡 جام جان بر جان دلها کرد و خوش در میکشید با صراحی گفت این قوت لب خونخوار ماست

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز